تبليغاتX
عقیق

عقیق

یکی از افراد

 

 

یکی از افراد مورد اطمینان نقل می کند : شبی در خواب دیدم ایستاده ام ، شبح سیاه رنگی از وجودم جدا شد  و

 

َََّّّّمقابل من قرار گرفت . از خودم کمی کوتاه تر بود . با دست چپش مرا گرفت و با دست راستش ، محکم    

 

 با مشت به قلب من می زد . سه چهار ضربه زد . داشت قلبم از کار می افتاد . خیلی عجیب بود. دیدم خود

 

شخص ابلیس به کمک او آمد ، ولی توان مبارزه با من را نداشت . تا به او اشاره می کردم فرار می کرد .

 

همزمان با دو دشمن مقابله می کردم . به شیطان گفتم ک برو گم شوای ملعون خدا! برو گم شو! او هم رفت

 

و ناپدید گشت ، اما دشمن دوم که نفسم بود ، ماند و همانطور با مشت به قلبم می زد . من هم او را می زدم

 

 ولی هیچ اثر نمی کرد . مثل اینکه داشتم به فولا د مشت می زدم . اگر دو سه مشت دیگر به من زده بود ، یقینا

 

قلب ظاهرم از کار می افتاد .

 

یکدفعه از طرف چپ بدنم بچه ای جدا شد . بچه ای حدودا 10-12 ساله ، این بچه از صورت و سیرت زیبایی

 

بر خوردار بود . هنگامی که از من جدا شد با سرعت خیلی زیاد به طرف ساختمانی که مربوط به حضرت

 

صاحب لزمان (ع) بودرفت و خدمت حضرت مشرف شد . من با مشاهد ه این صحنه خوشحال شده و خداوند

 

متعالرا شکر کردم که کمک  و یاور پیدا کردم . این بچه که صورت عقل من بود ، خدمت حضرت (ع) عرض

 

کردآقا جان ! ببین نفس با ما چه می کند ! ( نگفت با او ،گفت با ما) . حضرت(ع) از همانجا یک توجه کردند و

 

نفس ، نیست شد.

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط صبا 68| |


                         

                                             

                                                                       

 

سیمای حضرت فاطمه (س)در روز قیامت

 

امیر مومنان می فرمایند : روزی پیامبر (ص) بر فاطمه (س) وارد شد و  او را اندوهناک یافت ،  فرمود : دخترم ، چرا اندوهگینی ؟

فاطمه (س) پاسخ داد :پدر جان ! یاد قیامت و برهنه شدن مردم در آن روز ، رنجم می دهد .یامبر (ص) فرمود: آری دخترم ! آن روز ، روز بزرگی است . اما جبريیل از سوی خدا برایم خبر می آوردکه من اولین کسی هستم که بر انگیخته می شوم .سپس ابراهیم و آنگاه همسرت علی (ع)، پس  از آن خداوند جبرییل رابا همراه هفتاد هزار فرشته به سوی تو می فرستد .وی هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت برقرار می سازد و اسرافیل لباس های بهشتی برایت می آورد و تو آنها را می پوشی ، فرشته دیگری به نام (زوقاییل) مرکبی از نور برایت می آورد که مهارش از مروارید درخشان است تو بر آن سوا رمی شوی و زوقاییل آن را هدایت می کند . در این حال ،  هفتاد هزار فرشته با پرچم های تسبیح پیشاپیش تو راه می روند . اندکی که رفتی ، هفتاد هزار حورالعین در حالی که شاد مانند و دیدارت را به یکدیگر بشارت می دهند ، به استقبالت می شتابند . به دست هر یک از حوریان منقلی از نور است که بوی عود از آن بر می خیزد ...آنها در طرف راستت  قرار گرفته همراهت حرکت می کنند . فاطمه جان ، هنگامی که به وسط جمغیت حاظر در قیامت می رسی ، کسی از زیر عرش پروردگار به گونه ای که تمام مردم صدایش را بشنوند ، فریاد می زند : چشم را فرو پوشانید و نظرها را پایین افکنید تا صدیقه فاطمه دخت پیامبر(ص) و همراهانش عبور کنند  هنگامی که به همان اندازه از آرامگاهت دور شدی ، مریم دختر عمران همراه هفتاد هزار حورالعین به استقبالت می آید و بر تو سلام می گوید . آنها سمت چپت قرار می گیرند و همراهت حرکت می کنند

امیر

نوشته شده در جمعه سوم خرداد 1387ساعت 3:6 بعد از ظهر توسط صبا 68| |


كد آهنگ

كد موسيقی